بی تو
دوستان گلم سلام
خیلی وقت بود که وبلاگ رو اپ نکرده بودم ....
خیلی وقت بود که وبلاگ رو اپ نکرده بودم ....
بنابراین :
بي تو براي شعري كه ميخواستم بگويم قافيه كم داشتم. بي تو پاياني براي قصه تنهاييام نداشتم. چشم به جاده انتظار دوخته بودم شايد مسافري خبر از تو آورد اما پرستوها آمدند و رفتند و من گمشده خويش شدم. نميدانستم كنار كدام آرزو چادر بزنم يا ميهمان كدام اميد شوم، ولي خوب ميدانم كه روزي قاصدكها خبرم خواهند كرد كه در شورهزار يأسم درخت اميد شكوفه داده. آخر من بي تو بودن را به خاطرههايم سپردم و خود آغاز و پايان خويش شدم. چه شيرين است يافتن خويشتن.
پس از تحریر :
دوستان بازم سلام . امروز که اینو مینویسم ۹ اردیبهشت هست . می خواستم بگم که تا مدتی شاید ۱ یا دو ماه دیگه وبلاگ رو اپ نمی کنم ... به هرحال
اگه با من کاری داشتین تو نظرات اعلام کنید ( من هر روز به اینترنت وصل میشم ) .
راستی قالب وبلاگ رو هم عوض کردم . نظرتون چیه ؟
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 20:31  توسط انسان نما - محکوم به زندگی
|
