زمان ...
میخوام در مورد زمان بنویسم ؛ گنگ و بی مفهوم ترین چیزی که تا حالا تجربه کردم .
هنوز نتونستم دقیق اونو درک کنم ( عجب ای کیو بالایی دارم!!!
بعضی وقتا این یارو ( زمان رو می گم ) فکر میکنه داره سر اورانگوتان می بَره ، با سرعت خدا ترامتر در ثانیه حرکت میکنه . هر چی التماس می کنی صبر کن با هم بریم ، جون مادرت اهسته تر
... گوشش شنوای این حرفا نیست که نیست . در این مواقع دوست داری که هر دقیقه مثلا 1000 ثانیه بود ( عجب توهمی )
وبعضی وقتا اینقدر کند میگذره که حسابی کلافت می کنه
. بازم باید التماس کنی اما این بار باید خود زنی کنی تا سریعتر حرکت کنه .
البته راه کارهایی هست که حرکتشو تند کنی ... مثلا میتونی از یه کاتالیزور استفاده کنی ... مثلا بری سرتو با یه کاری گرم کنی و از همین موارد
اما.....
این اسب شکیب ( بعد از سال ها یک کلمه ادبی یاد گرفتم ) افسار داره ( البته اگه نداشت می تونی یکی براش بخری ) ....اسب سواری بلد نیستی !!!!!!؟ اینش به من ربط نداره می تونی برای یاد بگیری ... من شخصا الاغ سواری رو در حد حرفه ای بلدم
داشتم می گفتم ( سامسنوگ شما را به مطالعه ی ادامه اراجیف دعوت میکند ) افسار زمان :::: خوشه برنامه ریزی
اگه بتونیم یه برنامه خوب برای زندگیمون بریزیم دیگه نباید منت کشی و التماس این اسب کره الاغ وحشی نمی دونم چی چی رو بکنیم و این بار اونه که با میل ما حرکت میکنه ( کار خدا رو میبینی !!! تا چند دقیقه پیش داشتیم التماس می کردیم حالا ارباب شدیم )
نتیجه کلی : همین الان به فکر یه برنامه انعطاف پذیر برای زندگیت باش با یه زمانبندی دقیق .