دوستان گلم سلام
خیلی وقت بود که وبلاگ رو اپ نکرده بودم ....
بنابراین :
بي تو براي شعري كه ميخواستم بگويم قافيه كم داشتم. بي تو پاياني براي قصه تنهاييام نداشتم. چشم به جاده انتظار دوخته بودم شايد مسافري خبر از تو آورد اما پرستوها آمدند و رفتند و من گمشده خويش شدم. نميدانستم كنار كدام آرزو چادر بزنم يا ميهمان كدام اميد شوم، ولي خوب ميدانم كه روزي قاصدكها خبرم خواهند كرد كه در شورهزار يأسم درخت اميد شكوفه داده. آخر من بي تو بودن را به خاطرههايم سپردم و خود آغاز و پايان خويش شدم. چه شيرين است يافتن خويشتن.
پس از تحریر :
دوستان بازم سلام . امروز که اینو مینویسم ۹ اردیبهشت هست . می خواستم بگم که تا مدتی شاید ۱ یا دو ماه دیگه وبلاگ رو اپ نمی کنم ... به هرحال
اگه با من کاری داشتین تو نظرات اعلام کنید ( من هر روز به اینترنت وصل میشم ) .
راستی قالب وبلاگ رو هم عوض کردم . نظرتون چیه ؟
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 20:31  توسط انسان نما - محکوم به زندگی
|
دوستان عزیز سلام
سال نو مبارک
صدايت ميزنم گوش بده قلبم صدايت ميزند شب گرداگردم حصار کشيده است و من به تو نگاه ميکنم ازپنجره هاي دلم به تو نگاه ميکنم چرا که هر ستاره آفتابي است من آفتاب را باور دارم من ستاره را باور دارم من دريا را باور دارم و سرچشمه دريا ها چشمان توست...........
امروز اصلا حالم خوب نیست
نمی دونم چرا...
آسمون برام دلگیر ٬ درجه حرارت یه حالت مردگی بهم میده ... حسابی کلافه ام و باز هم احساس تنهایی ... همین باعث شد تا بیام و مثل دفعه های قبل به نوشتن خزعبلاتم بپردازم
بعضی وقتا احساس می کنم که بد شانس ترین هستم . اصلآ شما به شانس اعتقاد دارین !!!!
احساس اینکه بدشانس هستی واقعآ وحشتناکه : مثل اینکه با یه میخ بزرگ تو یه گنده زار محکمت کنن و نتونی از جات تکون بخوری ... تو این مواقع سعی میکنم تا به پایین تر از خودم نگاه کنم یعنی اتفاقات بدتری که می تونست رخ بده و واقعآ برای بعضیا اتفاق میفته ... این کار ارومم میکنه
همیشه ادما دین بعضی از گناهان پدر و مادرشون رو باید بپردازن و همچنین گناهان و اشتباهات خودشون .
یه بچه کور میشه چون پدرش یه ادم کور رو به سخره گرفته . یکی دیگه فلج میشه چون مادرش نشسته پشت سر یه فلج یا قطع نخاعی بیچاره حرف زده و ....
یه نفر یه موفقیت حتمی رو به راحتی از دست میده فقط به خاطر گناهی که انجام میده
فقط همین دیگه نمی نویسم
امسال چه سالی بشه خدا میدونه ٬ سالی که نکوست از بهارش پیداست
به هر حال امیدوارم سال بسیار بسیار خوبی داشته باشید و به اون چیزهایی که لیاقتش رو دارید برسید ... این ارزوی من برای همه هست
امیدوارم بتونید به نظراتتون منو برای حل مشکلاتم یاری کنید
موفق باشید
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 19:17  توسط انسان نما - محکوم به زندگی
|